خدایا
مامان: ابوالفضل بگو خدایا، ابوالفضل: خدا آ، مامان: ابوالفضل بگو بابا، ابوالفضل: بابا، مامان:ابوالفضل بگو خوب بشه، ابوالفضل:خو شه...

التماس دعا
جهت تغییر در فضای وبلاگت عکسهای آخرین پارک رفتنت قبل از این اتفاق و برات میذارم که بیشترشو خاله منا و خاله مریم زحمت کشیدن انداختن...


مامان جون و ابوالفضل گل



خاله مریم مصمم در آموزش بالارفتن از بلندترین سرسره ی پارک به پسری

تلاش در ارتباط با دیگران




و داستان مصور کودکان و کتری در پارک




از این بالا هم کل خانواده رو صدا می کنی، ندا ، مامان، خاله، مونو

بالاخره مامان جون موفق شد یه پنج دقیقه ای رو تاب نگهت داره




پیوستن دایی علی به جمع ما

محبت دایی علی به ابوالفضل

و باز علاقه به ارتباط با دیگران...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خدایا
